پارت هفده :

حرفم را زدم، حالا دیگر تصمیم با خودش بود.
از جا برخواستم و بی توجه به اویی که صورتش روبه سرخی و کبودی می‌رفت سمت در قدم برداشتم و در همین حین با لحن تمسخر آمیز ضربه آخر را بر پیکر بی‌جان هریس زدم:
- ولی شانتاژی که از شانتاژ اخاذی کنه واقعاً توی یه لول دیگه‌ست.
همراه جنی و البته حس خوب پیروزی و نیشخندی که خیال نداشت چهره‌ام را ترک کند از عمارت هریس خارج شدم.
مقابل پلکان مرمری

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nil

    0

    پس جمهوری خواه ها مردم روستا رو کشتن ولی چطور ممکنه این همه جمعیت متوجه گاز گرفتگی نشن و از باشگاه خارج نشن؟؟؟ چرا پدر برایان رو مقصر میدونستن؟؟ چرا گفتن پدر الا تقصیر داره؟؟؟ حس میکنم اون افراد رو با سم مسموم کردن ، نه Co!

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    طبق چیزی که روزنانه منتشر کرده و حدس پلیس قتل مردم روستا کار جمهوری خواها بوده.. سوالاتت دقیقا کل رمان رو می سازه😁 اینکه متوجه گازگرفتی نشدن بخاطر لین بود که ورزشگاه پر جمعیت بوده اون شب و در هم بسته بود.. یه عده شون همونجا مردن اما یه عده که تونستن تا حدی خودشون رو نجات بدن توی بیمارستان مردن، درحا

    ۴ ماه پیش
  • Nil

    0

    بقیه با دیدن اسمشون تو صحنه قتل: یاناسان آی دده بدبخت شدم😭 / واکنش برایان: هووووم بالاخره زندگی یکنواختم موج گرفت🤣🤣🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    وای دقیقاااا🤣🤣 اینجاست که باید گفت.. برایان core: 🤣🤣🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    خسته نباشید،ببخشید شانتاژ ینی چی

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    مرسییی😘 اخاذ

    ۶ ماه پیش
  • آذر

    0

    راستی وقت پیدا کردن نظرم به نظری برخورد کردم که حرف از انیمز لاورز حرف زدی... کاشششش اینطوری بشه من خیلی دوست دارمممم🥺❤️ 🔥من تا وقتی به برایان شک داشتم و فکر میکردم قاتل هستش، فکر میکردم انیمز تو لاورز میشه ولی حالا....

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    آره:)) منم خیلی دوست دارم و احتمالا این هم انیمیز تو لاورز بشه😁 شاید یه اتفاقایی افتاد و ورق تغییر کرد👀

    ۶ ماه پیش
  • آذر

    0

    شاید هم تراویس به برایان حسودی میکنه؛ شاید... چون تو خانواده بیشتر مورد توجه قرار میگیره.پدرشون زنده ست؟ واییی خیلی هیجان دارم و بی صبرانه منتظرم الارا و برایان همو ملاقات کنن. واضحه که الارا برایان رو نمیشناسه همون بچه ست ولی نویسنده یادمه یبار به جوابم گفتی برایان هم الارا رو نمیشناسه؟!؟

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    نه نه خیلی فراتره😁 نه پدرشون مرده تو پارت های وی آی پی الارا رو دید😁 حالا به زودی رایگان میشن می خونین😄 من گفتم؟! بذار نظرات رو چک کنم چون یادم نمیاد الان مرسی از اینکه نظر و حدس هات رو گفتی😍💖

    ۶ ماه پیش
  • آذر

    0

    عه نه، فقط گفتی که الا برایان رو یادش نیست چون مال وقت پیش بود، اشتباه شد.

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    آها، آره گفتم الا یادش نیست چون سنش کمتر بود و بردنش پیش روانشناس وگرنه برایان هنوز یادشه😄

    ۶ ماه پیش
  • آذر

    0

    مرسی از پارت✨️همونطور که تو پارت ۱۶ معلوم شد برایان کاره ای نیست، ولی اون میکانیکه از اول هم برام مشکوک بود. دلیل نفرتش از برایان چی میتونه باشه؟ بخاطر ارث و وارث بودن که نمیتونه باشه؟ برایان گفت دردسر پس خودشم فهمید یکی داره براشون پاپوش درست میکنه و میخواد آبروشون رو ببره.کی روبن وارد داستان میشه

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    مرسی از نظرت😍💖 دلیل نفرت تراویس فراتر از مسئله ارث و وارث شدن و پوله:))) دقیقا و سوال اینجاست که آیا اون دردسر رو می شناسه یا نه؟👀 روبن هم به زودی وارد داستان میشه😁

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    اخیش برایان قاتل نیست😍😍ولی اون ادم ربا حتما کسی که از برایان کینه داره یا دشمن و میخواد ابروش رو ببره.این کارها هم زیر سر یه گروه بزرگ هست که وقتی عموی برایان زندان رفت کشتنش شاید اونم یه مهره بود. من خیلی به اون داداش مکانیکش مشکوکم شاید اونم داره بهشون کمک میکنه

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    چرا همه تون بعد خوندن این پارت گفتین آخیش؟😂 گروه بزرگ؟ چه حدس جالبی🤩 مرسی از اینکه نظرت رو گفتی عزیزم😍 واقعا از خوندن حدس ها و نظراتتون لذت می برم😭

    ۶ ماه پیش
  • Setayesh

    0

    عه....برایان از لیست خط خورد ، الکی به بچه تهمت زدم...🫥😵 💫 اوووو ، شاید الان برایان به الا کمک کنه با هم آدم ربا رو پیدا کننننننن!؟؟؟

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    اشکال نداره همه اولش بهش شک داشتن😅 شایدددددد😃

    ۶ ماه پیش
کپی شد!